| انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|||||||
|
رشد تکنولوژی وصنعت در ابعاد مختلف وبه طبع آن پیچیدگی در فعالیتهای یک شرکت ایجاب می کندیک سیستم هزینه یابی مناسب که توانایی شناخت فعالیتهاوسنجش تاثیرآن فعالیتهارا برهزینه های شرکت را داشته باشد طراحی گردد. بر اساس روش هزینه یابی سنتی هزینه های سربارتنها بر اساس حجم تولید یا ساعت کار ماشین آلات تسهیم میگرددواین نمی تواند مبنای مناسبی برای تسهیم هزینه های سربار باشد . ولی در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت ابتدا فعالیتهای عمده شناسایی وهزینه سرباربه تناسب منابعی که در هرفعالیت مصرف شده به آن فعالیت تخصیص داده میشود.پس از تخصیص سربارساخت به فعالیتها , محرک های هزینه (مبانی تخصیص ) مربوط به هر فعالیت شناسایی شده و هزینه هر فعالیت به نسبت مقدارمصرف شده محرک هزینه در هریک از محصولات , به این محصولات تخصیص داده میشود . مراحل اجرایی روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت های تولیدی : مرحله اول : تشکیل کمیته طراحی سیستم : این سیستم هزینه یابی نیازمند به اطلاعات از بخشمای مختلف شرکت اعم از مالی , فرایند, مهندسی بوده بنا براین باید از تخصص های مختلف در این کمیته استفاده کرد . مرحله دوم : مشخص کردن فعالیت های شرکت : فعالیت ها در شرکت تولیدی به سه گروه زیر طبقه بندی میشوند: 1- فعایتهایی که در ارتباط مستقیم با تولید محصول وانجام خدمات میباشند . 2- فعالیتهایی که به طور مستقیم قابل رد یابی به محصولات وخدمات نمیباشند مثل سربار کارخانه فعالیتهایی چون انبارداری ,تدارکات , سرپرستی , یوتیلیتی , مرحله سوم : تخصیص هزینه فعالیت ها به محصولات بر اساس محرک هزینه مناسب پس از مشخص شدن فعالیت ها , هزینه هر فعالیت را بر اساس مبانی تخصیص یا محرک هزینه به محصولات تخصیص میدهیم . نمونه ای از مبانی تخصیص به شرح زیر میباشد .
ادامه مطلب |
|||||||
|
لینک ثابت|
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 23:5 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
کسب منابع و چگونگی تخصیص آن به آحاد جامعه، انگیزه اصلی تهیه و تنظیم بودجه دولت است. همه دولتها، چه در کشورهای پیشرفته که از روشهای نوین در تنظیم بودجه بهرهمنداند، چه در کشورهای در حال توسعه که آثار فنون و روشهای کارامد کمتری در تنظیم بودجه آنها وجود دارد و چه در کشورهای توسعه نیافته با روشهای بودجهبندی کاملاً ابتدایی، اقدام به تعیین و تدوین چگونگی کسب درامد و تخصیص آن در قالب برنامهای مدرن، با عنوان «بودجه کل کشور» میکنند. عمدهترین و رایجترین روشهای تنظیم بودجه در کشورها به ترتیب درجه رشدیافتگی آنها عبارتند از: بودجه متداول؛ در این روش، درامدها و هزینهها، صرفاً براساس اقلام سالهای گذشته پیشبینی میشود بدون آن که معلوم شده باشد هزینهها برای اجرای چه برنامه و هدفی است. بودجه برنامهای؛ در این روش ابتدا اقداماتی که دولت موظف است از طریق دستگاهها در سال آینده انجام دهد مشخص میشود. سپس هزینهها براساس فعالیتهای جاری و عمرانی از پیوستن طرحها، فعالیتها و برنامهها به شکل فصل و امور تخصیص مییابد. در این روش، به دلیل نبود اطلاعات مورد نیاز و یا بیثباتی شرایط محیطی، پیشبینی بهای تمامشده فعالیتها، طرحها و برنامههای منظور شده در بودجه امکانپذیر نیست و تخصیص هزینه صرفاً برمبنای اطلاعات فعالیتهای مشابه در سالهای پیش و اعمال تغییرات آثار تورمی صورت میپذیرد. از این روست که هنگام تصویب بودجه در مجلس، به دلیل در دسترس نبودن بهای تمام شده و محاسبات درخور اتکا، لزوم انجام بحث و جدلهای چندین و چند روزه، برای تصویب لایحه ضروری میشود و گاهی اقلام تصویب و ابلاغ شده، در عمل دچار انحرافات متعدد از برنامه شده و یا در نهایت متوقف میگردد. لذا در چنین وضعیتی، کشمکشهای متعدد میان کارفرمایان دولتی و پیمانکاران به دلیل ناممکن بودن اتمام طرحهای واگذاری و واقعی نبودن قیمتهای تعیین شده برای اجرای امور، باعث طولانیتر شدن نوبتهای رسیدگی به اختلافات مزبور در دادگاهها و پیامدهای ناخوشایند اجتماعی دیگری خواهد شد و این کلاف سردرگمی است که کشورهای دارای این روش بودجهای باید خود را از آن رها سازند. بودجه عملیاتی؛ در تنظیم بودجه عملیاتی، دستگاهها باید دو مرحله زیر را سپری کنند: 1- اندازهگیری حجم کار، 2- محاسبه بهای تمام شده فعالیتها، در سال آینده. در تهیه و تنظیم اطلاعات پیشگفته، از کارشناسانی چون مهندسان صنایع در انجام زمانبندی دقیق و تعیین اندازه هر بخشی از جزئیات فعالیتها و در نهایت کل طرحها استفاده میشود. این محاسبات با توجه به آثار تورمی یا رکود و سایر عوامل محیطی، تجزیهوتحلیل شده و بهای تمامشده برای تولید و عرضه کالاها و خدمات تعیین میشود. به دلیل اعمال دقت کافی در محاسبات مزبور و وجود ثبات اقتصادی و مهار نرخ تورم و کاهش نرخ سود بانکی، انحرافات ناشی از اقلام واقعی و بودجه به حداقل ممکن کاهش مییابد وطرحها نیز در زمان تعیین شده و منطبق با بهای تمام شده مصوب تحویلپذیر خواهند بود و لذا: اولاً: رضایت کارفرما از پیمانکار موجب جلوگیری از بروز اختلافات و تبعات آن در آینده خواهد شد، ثانیاً: عملیات و وظایف تعریف شده برای مسئولان دستگاهها به طور کامل اجراپذیر بوده و افزایش سطح رضایت مردم و رفاه جامعه از دستاوردهای این روش است. در حال حاضر، این روش در کشورهای توسعهیافته که زمینههای اطلاعاتی لازم برای انجام محاسبات بهای تمامشده در آنها فراهم است،اجرا میشود. یاداوری میشود به دلیل وجود پشتوانههای محاسباتی دقیق در طرحها و برنامههای ارائه شده به مجلس، چانهزنی نمایندگان هنگام بررسی و تصویب لایحه بودجه بر روی ارقام مندرج در لایحه منتفی و یا به عبارت دیگر ناممکن است زیرا این موضوع تفهیم و اثبات شده است که در صورت تغییر در بهای قابل اختصاص به انجام طرح، فعالیت یا امور مندرج در لایحه، اجرای آنها عملاً با وقفه روبرو میشود. مردم نیز به تشکیلات دولتی خوشبین شده و به تدریج زمینههای اعتماد عمومی به دولتمردان تقویت میگردد. مانع اساسی در دستیابی به بودجه عملیاتی در کشورهای در حال توسعه این است که دستگاههای اجرایی و بنگاههای اقتصادی این کشورها هنوز در محاسبه بهای تمام شده کالاها و خدمات تولید و عرضه شده در دورههای جاری و گذشته خود دچار مشکلات ریشهای هستند. چگونه میتوان انتظار داشت این سیستم ناکارامد بتواند بهایتمامشده کالاها و خدماتی را محاسبه و اعلام کند که در آینده قرار است تولید و عرضه شود و شاید برخی از اطلاعات آن هم به طور دقیق در دسترس نباشد. بودجه برمبنای صفر؛ این روش برای نخستین بار در سال 1973 در ایالات متحد امریکا ابداع و اجرا شد. اجرای این روش باعث نوسازی و تحول در دستگاههای دولتی میشود. مراحل اجرای این روش به شرح زیر است: 1- شناخت واحد فعالیت، 2- دستهبندی هر واحد فعالیت در قالب گروه فعالیتها و برنامهها، 3- ارزشیابی و درجهبندی گروه فعالیتها بر حسب اولویت آنها، 4- انتخاب و تخصیص بودجه به گروهی از فعالیتها که ثمربخشی آنها اثبات میشود. در این روش، پس از اجرای این مراحل برخی از فعالیتها و واحدهای دوره پیش تعدیل و ترکیب جدیدی برای استفادهکنندگان بودجه تعریف میشود. این روش دارای مزیت انعطافپذیری خاصی است. از مشکلات اجرایی بودجهبندی بر مبنای صفر، مقاومت مدیران و مسئولانی است که فعالیت آنها در دوره پیش، ثمربخش تشخیص داده نشده و تصمیم به حذف آنها گرفته میشود. روش اخیر برای برنامههای درازمدت (چندساله) مورد استفاده قرار میگیرد و با تلفیق آن با روش بودجه عملیاتی، امکان اجرای عدالت، تخصیص بهینه منابع و امکانات، در اختیار دولتمردان قرار خواهد گرفت. بدیهی است در بخش عمومی وخصوصی مدیرانی موفقترند که بتوانند 5 وظیفه اصلی مدیریت یعنی برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، تصمیمگیری و نظارت و کنترل را به نحو احسن به انجام رسانند. بودجه عملیاتی و بودجه برمبنای صفر، ابزارهایی است که میتواند معیار قابل اندازهگیری مناسب در خصوص برنامهریزی، تصمیمگیری و کنترل صحت عملیات را در اختیار مسئولان قرار دهد. بنابراین، هرگونه تعلل در آمادهسازی زمینههای لازم برای دسترسی به بودجه عملیاتی و توزیع عادلانه ثروت و تخصیص بهینه هزینهها، با استفاده از روشهای علمی آزموده شده در کشورهای صنعتی امروز پذیرفتنی نبوده و مسئولان ذیربط باید پاسخگوی مطالبات آیندگان باشند. منبع: نشریه حسابرس ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 22:7 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
هزینهیابی برمبنای فعالیت1، ارزیابی متوازن2 و ارزش افزوده اقتصادی3 ابزارهای مدرنی شمرده میشوند که بهمنظور اندازهگیری عملکرد مدیریت بهکار میروند و بسیاری از شرکتها در سراسر اروپا از آن استفاده میکنند.
هزینهیابی برمبنای فعالیت و ارزیابی متوازن اطلاعاتی را فراهم میآورند که مدیران جهت تصمیمگیریهایی که منجر به خلق ارزش میشود به آن نیازمندند. ارزش افزوده اقتصادی فراهمآورنده چارچوب تصمیم، معیارهای عملکرد و محرکهایی است که مدیریت را برای خلق ارزش بر میانگیزد. برای درک بیشترِ مفاهیم هزینهیابی برمبنای فعالیت، ارزیابی متوازن و ارزش افزوده اقتصادی میتوان تجارت را به فوتبال تشبیه کرد. مربی یک تیم فوتبال بهعوامل متعددی جهت موفقیت نیاز دارد. برای مثال بهدست آوردن ضربههای ایستگاهی، بهدست آوردن کرنر، فراهمسازی یک دفاع محکم و داشتن یک دروازهبان مناسب. اما در پایان مسابقه تنها چیزی که اهمیت دارد این است که مسابقه را بردهایم یا باختهایم نه اینکه در طول بازی چند کرنر یا چند ضربه ایستگاهی بهدست آوردهایم. در تجارت نیز مدیر معیارهای زیادی را برای کسب موفقیت لازم دارد. هزینهیابی برمبنای فعالیت وارزیابی متوازن معیارهایی هستند که مدیر را در تصمیمگیری و دستیابی به موفقیت یاری میرسانند، اما آیا صرفاً استفاده از این معیارها دلیل بر موفقیت است؟ این موضوع که مدیریت برای دستیابی به موفقیت به این معیارها نیاز دارد امری بدیهی است اما تعیینکننده برد یا باخت شرکت ارزش افزوده اقتصادی است؛ با بهکارگیری ارزش افزوده اقتصادی مدیران در استفاده از اطلاعات بهمنظور خلق ارزش و خواسته مالکان برانگیخته میشوند. نیاز سازمانها به سازگاری با محیط تجاری پویا و پیچیده امروزی برای ادامه بقا که ناشی از توسعه بازارهای رقابتی است از یک سو و از سوی دیگر فشار مجامع سرمایهگذار به مدیران جهت تعیین ارزش و تبیین معیارهای اندازهگیری دقیق و شفاف، باعث شد سازمانها سیستمهای سنتی پاداش و اندازهگیری عملکرد را که در دهه قبل بهوجود آورده بودند مورد بازنگری قرار دهند و دوباره آنها را بیازمایند که آیا مبنای صحیح و قابل اتکایی برای تصمیمگیری بودهاند یا خیر؟ در حال حاضر تکنیکهای اندازهگیری بیشتر از اینکه بر چارچوبهای حسابداری استوار باشند براساس تئوریهای اقتصادی بنا شدهاند. اما براستی شرکت باید از چه چارچوبی استفاده کند؟ و زمانیکه چارچوب جدیدی در حال اجراست آیا این بدان معنی است که شرکت باید دیگر چارچوبها را نادیده بگیرد؟
این مقاله بیان میکند که این چارچوبها در واقع مکمل همدیگرند و زمانیکه با هم بهکاربرده شوند میتوانند بسیار موثر باشند. هزینهیابی برمبنای فعالیت
مدیران برای آنکه بتوانند عملکرد شرکتشان را بهبود بخشند نیازمند شناخت چگونگی اثر متقابل بهای تمامشده با دیگر معیارهای عملکرد هستند. این موضوع به کمک تکنیک ارزیابی متوازن حل میشود ارزیابی متوازن
* مشتری، * رویههای داخلی شرکت، * آموزش و رشد. ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 11:51 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
سیستم ارزیابی ادواری موجودیها(Periodic Inventory system ):
روشهای مختلف ارزیابی ادواری موجودیها به سه دسته کلی تقسیم می شود که عبارتند از:
صورت ریز فروشهای ماه بشرح زیر می باشد:
lifo روش اولین صادره از آخرین وارده:
571/108=70÷7600
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 16:1 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
در ايران علي رغم توسعه روزافزون وظايف و برنامه هاي دولت و ضرورت استقرار يك سيستم اطلاعاتي موثر و مفيد در مديريت مالي سازمانهاي دولتي، حسابداري دولتي تحول و دگرگوني اساسي و قابل ملاحظه اي نداشته است و باتوجه به ارتباط مستقيم مديريت مالي سازمانهاي دولتي با بودجه مصوب سالانه دولت و اهميت كنترل بودجه اي در حسابداري دولتي، لذا جهت گيري هدفهاي دولت در بعد اقتصادي با توجه به موارد ذيل حائزاهميت است: منبع: مدیریت از نگاه یک دانشجو ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 17:19 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
تعريف حسابداري صنعتي حسابداري صنعتي را ازلحاظ تامين نيازهاي مديريت ميتوان در سه مرحله توزيح داد تعيين و اندازه گيري هزينه ها 1 برنامه ريزي و كنترل هزينه ها از طريق بودجه و استاندارد 2 تجزيه و تحليل هزينه ها بمنظور تصميم گيري 3 ماهيت حسابداري صنعتي حسابداري صنعتي كه گاهي حسابداري مديريت نيز ناميده ميشود بايد به عنوان بازوي مديريت در ارتباط با برنامه ريزي و كنترل فعاليتها تلقي گردد؛ در حقيقت حسابداري صنعتي مديريت را با ابزار حسابداري مورد نياز جهت برنامه ريزي ؛ كنترل و ارزيابي عمليات مجهزمينمايد در مرحله كنترل ؛ حسابداري صنعتي با زمان حال و مقايسه نتايج جاري با استانداردها و بودجه هاي از پيش تعيين شده سروكار دارد ؛ موثر بودن كنترل هزينه ها بستگي به برنامه ريزي صحيح هزينه ها در مورد هر فعاليت دارد به طور دقيق تر حسابداري صنعتي مسئوليت انجام وظايف زير را بعهده دارد ياري ومشاركت در ايجاد و اجراء برنامه ها و بودجه ها 1 فراهم نمودن اطلاعاتي جهت مديريت به منظورتصميم گيري نسبت به انتخاب يك راه حل ازبين چندين راه حل موجود 2 برقراري روشها و شيوه هائي كه اعمال كنترل را ميسر ساخته و در صورت امكان باعث كاهش هزينه ها گردد 3 تعيين ارزش موجوديها بمنظور هزينه يابي واقعي و قيمت گذاري آنها وكنترل مقادير عيني موجوديها در فرصتهاي مناسب 4 تعيين هزينه ها وسود براي يك دوره حسابدراي5 طبقه بندي هزينه ها از طريق ماهيت اقلام هزينه ( طبقه بندي طبيعي با توجه به دوره حسابداري كه هزينه ها به ان مربوط ميشوند از طريق گرايش به تغيير در ارتباط با تغيير در سطح توليد يا حجم فعاليت از طريق ارتباط آنها با محصول از طريق ارتباط انها با دواير توليدي براي مقاصد برنامه ريزي و كنترل برفرآيند هاي تجزيه و تحليل طبقه بندي طبيعي هزينه ها فرايند طبقه بندي هزينه ومخارج را ميتوان با گروه بندي ساده كليه هزينه هاي توليدي برحسب سه عامل اصلي هزينه (مواد؛ كار و سربار ) آغازكرد؛ در يك واحد توليدي كل هزينه ها ي عملياتي به دو گروه تقسيم ميشود 1 هزينه هاي ساخت 2 هزينه هاي تجاري هزينه هاي ساخت هزينه هاي ساخت غالباً هزينه هاي توليد يا هزينه كارخانه ناميده ميشود و عبارتست از جمع هزينه هاي مواد مستقيم ؛ كار مستقيم و سربار كارخانه ؛ طي دوره حسابداري آن قسمت از هزينه هاي ساخت كه بيانگر كالاي ساخته شده است به حساب موجودي كالا ساخته شده منتقل گرديده در حاليكه كالاهاي تكميل نشده در حساب كالاي در جريان ساخت باقي ميمانند هزينه هاي تجاري هزينه هاي تجاري نيز به دو گروه تقسيم ميگردد هزينه هاي بازاريابي (توزيع و فروش )و 2 هزينه هاي اداري و تشكيلاتي ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 12:50 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
sedaye.bidar@yahoo.com
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو نويسندگان جواد احمدي راد امير حسين محمدي |
|
انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم ا.ح.محمدی --- ج. احمدی راد |
|
|
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 آذر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
|
RSS
|