| انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
داشتن دانشی عمیق نسبت به همه عوامل مثل مشتریان (جامعه و مخاطبین، اربابرجوع و . . . ) رقبا، محیط اقتصادی، عملیات و فرآیندهای سازمانی (مالی، فروش، تولید، منابع انسانی و. . . ) که تاثیر زیادی بر کیفیت تصمیمات مدیریتی در سازمان میگذارد هوش سازمانی(Business Intelligence ) است. هوش سازمانی، شما را برای تصمیمگیری در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکتها توانمند میسازد. مینمودید بدون اینکه لازم باشد بدانید از چه سیستمی تا سطح Transaction (تراکنشها)، این دادهها میآیند کارتان را بهتر انجام میدادید؟ هوش سازمانی به همه شرکتها کمک میکند تا از طریق گزارشگیری و تحلیل دادهها، عملکرد اثربخش و مطمئن بدون دردسر اضافی و هزینههای اجرائی زیاد و سعی و خطا به دست آورندERP . وCRM و سایر سیستمها و نرمافزارها، عوامل حیاتی برای اداره سازمانها و شرکتها هستند. متاسفانه هنگامیکه این سیستمها، تراکنشها و تعاملات دادهها را خوب اجرا میکنند، در برابر گزارشگیری تحلیل و دسترسی به دادهها کم میآورند، بهبود و قابلیتهای تحلیل و گزارشگیری شرکتها جز اولویتهای مدیران ارشد مالی(Chief Financial Officer (CFO در سال ۲۰۰۵ قرار گرفت.
دسترسی فوری به همه اطلاعات، که در فرمت قابل استفاده به آن نیاز دارید. نه تنها افراد و کارمندان سازمانIT بلکه همه مدیران و تصمیمگیران، میتوانند از آن استفاده کنند. اغلب بسیاری از افراد فکر میکنند که این وعده عملی نخواهد شد آیا واقعا اینطور است؟
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 17:58 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
پیدایش این علم در حقیقت به توسعۀ علم مدیریت باز میگردد.مدیریت به معنای حرفه ای از لحاظ زمانی نهایتا ًبه یک قرن ونیم قبل بازمیگردد٬امّا معنای عام مدیریت به ابتدای تشکیل جوامع مربوط میشود. جوامع تاکنون ۵ دوره راگذرانده اند:
۲- عصرکشاورزی : تولید از مصرف بیشتر بود٬ برای مازاد تولید باید سازو کارهائی ارائه میشد٬ بنابراین الگوی مدیریتی;یچیده ای لازم بود. ۳- جامعۀ صنعتی : تولید هم اضافه وهم متنوّع شد. ۴- جامعۀ خدماتی. ۵- عصراطلاعات وارتباطات: بازارهای مجازی بوجود آمدند.
▪ مکتب نئوکلاسیک ها(١۹۴٠-١۹۲٠) : تٲکید بر عامل انسانی در کنار عامل فنّی. ▪ مکتب سیستمی (١۹۶٠-١۹۴٠) : نگاه کل گرایانه. ▪ مکتب اقتضائی (١۹۶٠تا کنون) : هیچ روشی فی نفسه قابل رد یا تردید نیست. موقعیت گرائی It depents
مبنای توسعه قرار داده شده. جوامع کنونی بیشتربه سمت کسب وکار مجازی حرکت میکنند وبرای رفتن به کسب وکارمجازی٬ نیازبه منابع انسانی توسعه یافته داریم٬ امّا متٲسفانه درکشورما اهمّیت منابع انسانی چندان که باید موردتوجّه قرارنمی گیرد واهمیّت مدیران به ترتیب زیراست:
۲) مدیر مالی ۳) مدیر بازاریابی ۴) مدیر منابع انسانی
۲) سازمانی ۳) ملّی ۴) بین اللملی ۵) چند ملیّتی ۶) جهانی
▪ مدیریت منابع انسانی استراتژیک : نگاه بلندمدّت برای مدیریت کردن منابع انسانی در یک سازمان است . ▪ مدیریت استراتژیک منابع انسانی : نگاه بلندمدّت برای مدیریت کردن منابع انسانی در یک کشور است . ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
جمعه نهم آذر 1386ساعت 23:18 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
مهارت مالی مهارت های مالی مهارت هایی را شامل می شود که در آن شخص، گردش مالی و هر آنچه که به آن سرمایه گفته می شود را به صورتی قانونمند و هدفمند پی گیری و اجرا می نماید. فردی که مهارت های مالی را در وجود خود می یابد می تواند با اصول و قوانینی که در این بخش وجود دارد ورود و خروج پول و به قول خودمانی دخل و خرج یک شرکت یا اداره یا کارخانه را سامان بخشد. مهارت های مالی نظم و انضباط کاملی به هزینه ها، درآمدها و مطالب جانبی می بخشد. امانتداری و صراحت و دقت در محاسبات هر کدام بخش عمده ای از موفقیت را شامل می شود. در زمانی زندگی می کنیم که یکی از مهمترین ارکان رشد و توسعه کشورها رشد و توسعه اقتصادی است و قدرتمندی کشورها با خط کش رشد اقتصادی و توسعه یافتگی اقتصاد سنجیده می شود. شاخص اصلی که مبنای توسعه اقتصادی نیز قرار گرفته، توسعه انسانی است. انسان ها در راستای کاری که انجام می دهند موجبات تولید را فراهم می کنند. تولید و گردش مالی که در اثر آن به وجود می آید زیربنای اصلی برای رفاه و آسایش یک ملت را فراهم می کند. همانطور که مشاهده می کنید در کنار تولید، گردش مالی قرار گرفته است که به طور کلی فرایند تولید مصرف در یک چرخه اقتصادی نیازمند سرمایه است. سود و زیان، سرمایه گذاری و خرید و فروش و مسائلی از این قبیل در دو کلمه تولید و مصرف شکل می گیرند و هر دوی اینها نیازمند گردش مالی است. خسارت های فراوان و جبران ناپذیری که در اثر اشتباه، سهل انگاری یا طمع ورزی در حیطه مسائل مالی صورت می گیرد در کنار سود و بهره مندی که در اثر محاسبات دقیق، برخورداری از ریسک عقلانی، تحمل سختی ها در راستای قناعت، صرفه جویی و بهره وری بالا و اندیشه کیفیت که محصول وجدان کاری و انگیزه تولید بهتر است، شکل می گیرد، همگی مسائل اساسی و مهمی هستند که در مهارت های مالی و چرخه ای که تولید و مصرف نیز در آن حضور دارند وجود دارند. افرادی که در زمینه مهارت های مالی دارای اندیشه های برتر و خلاقیت باشند در کنار صنعتگران، بنگاه های اقتصادی، مدیران بانک ها و سهامداران بورس و بسیاری از افراد دیگر که می خواهند برای تولید ثروت خود یا کشور خود تلاش کنند سهم بسزایی دارند. جمله معروفی هست که می گوید یک حسابدار آمادگی دارد تا مدیر را به ورشکستگی يا به قله خوشبختی برساند. افراد بسیاری هستند که ماه ها در انتظار یک حسابدار امین و مطمئن می نشینند و صبر می کنند تا بتوانند اینچنین فردی را بیابند و می دانند که یک حسابدار مطمئن و توانا می تواند خیال یک مدیر و مسئول را آنقدر راحت کند که فکر آن مسئول معطوف مدیریت بهتر برای تولید و بالا بردن کیفیت کارها شود یعنی ارتباطي مستقیم بین گردش مالی سالم و کیفیت برقرار کند. مسئله مهم دیگر انگیزه اصلی افراد برای کار است که برای امرار معاش خود و افزایش قابلیت هایشان جوهر وجودیشان را مورد استفاده قرار مي دهند و در این راستا کسی را نمی یابید که کار کند و انتظار دستمزد نداشته باشد و اگر انتظار نداشته باشد جای سوال است. بنابراین فردی که در این راستا کار می کند باید متوجه این موضوع باشد که درستی کار در بخش مالی هر مجموعه با تمام بخش های زندگی افراد آن مجموعه در ارتباط است و این اهمیت و حساسیت این کار را می رساند. برای ارزشیابی یک موسسه لازم است که ارزش مالی شرکت به طور دقیق مورد نظر قرار گیرد. قیمتهای بازار سهام نشان دهنده قضاوت های کوتاه مدت تحلیل گران است و این قضاوت هاي ناشی از تغییر روش موجودی ها در مقابله با تورم و دیگر تغییرات داخلی دارای اهمیت ویژه ای است. مسأله مهم دیگر، نیازهای نقدینگی برای امور استراتژیک در مقابل عملیات روزمره در طول دوره تورم است. موسسات دارای نقدینگی زیاد باید در مورد تعیین مهلت برای ادامه وضع موجود نقدینگی و نحوه سرمایه گذاری عاقلانه، تصمیم گیری لازم را به عمل آورند. نقش مدیریت مالی در حمایت از برنامه ریزی می تواند برای موسسه برتری استراتژیک ایجاد کند. مدیران مالی در تدارک مراحل بودجه و تهیه ارقام برای تصمیم گیریها، در بسیاری از مواقع نقش حائز اهمیتی دارند، هر چند که نقش این مدیران کوتاه مدت است و به مسائل خرد بیش از دیدگاههای جامع توجه دارند. بنابراین، یک موسسه در زمانی خاص ممکن است از نظر مالی قوی یا ضعیف باشد و آن وضعیت باعث شود که تغییراتی استراتژیک را ایجاد نماید(یا از تغییرات استراتژیک جلوگیری کند). نسبتهای مالی و تجزیه و تحلیلهای حسابداری به اندازه گیری این برتریهای استراتژیک کمک می کند. عوامل مالی و حسابداری عبارتند از: 1- منابع و قدرت مالی کل موسسه 2- سرمایه گذاری با قیمت تمام شده پایینتر نسبت به وضعیت رقبا که می تواند از قیمت سهام و چگونگی سیاست پرداخت سود حاصل شود
4- روابط مسالمت آمیز با مالکان و دارندگان سهام 5- وضعیت مالی مطلوب 6- برنامه ریزی مالی موثر و کارآمد در مورد نقدینگی و سیاست بودجه بندی سرمایه ای 7- سیستمهای حسابداری موثر برای تعیین قیمت تمام شده، بودجه بندی و برنامه ریزی سود و رویه های ممیزی 8- سیاستهای ارزشیابی موجودی کالا 9- وجود سیستم ارزیابی پیمانکاران فرعی مشاغل مربوط: 1. حسابدار 2. حسابرس 3. کارشناس ارزیابی بیمه اشخاص 4. حسابدار دولتی 5. مسئول قراردادها 6. معاون حسابرسی 7. حسابدار صنعتی 8. خزانه دار 9. سهامدار بورس 10. کارمند بورس اوراق بهادار 11. مدیر مالی سازمان بورس 12. کارشناس بورس 13. مشاور بورس 14. بازاریاب بورس 15. صندوقدار شرکت 16. صندوقدار بانک 17. معاون مالی شرکت 18. مدیر امور مالی وزارتخانه ها مهارت ها: مهارت های مالی نزدیکی ویژه ای به مهارت های مدیریتی و اداری و کمترین اشتراک را با مهارت های روابط عمومی و فنی دارند. ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 15:32 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
مقدمه چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) شامل سیستم هماهنگی از هدفهای مرتبط با یکدیگر و همچنین مفاهیم بنیادی است که میتواند به استانداردهای نامتناقضی منتهی شود که ماهیت، کارکرد و حدود حسابداری مالی و صورتهای مالی را توصیه کند؛ بنابراین کوششی در راستای فراهم کردن ساختار جامع تئوریک برای حسابداری مالی محسوب میشود. هفت بیانیه مفهومی که چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری مالی را تشکیل میدهد، محصول فرایند تکامل تدریجی است زیرا هدفهای آن (بیانیه شماره 1) ریشه در گزارش تروبلاد (Trueblood) دارد و ویژگیهای کیفی آن (بیانیه شماره 2) که بیانیه کلیدی چارچوب نظری است بر گزارش انجمن حسابداری امریکا (AAA) با عنوان «شرحی بر تئوری بنیادی حسابداری» و گزارشهای هیئت اصول حسابداری (APB) مبتنی است. به نظر بسیاری از منتقدان، چارچوب نظری هیئت یاد شده مدرکی کامل محسوب نمیشود، اما چنانچه این مدرک از دیدگاه تکامل تدریجی مورد توجه قرار گیرد، امکان بهبود آن وجود دارد. باوجود انتقادات به عمل آمده، چارچوب نظری، کمک بزرگی به تدوین استانداردهای حسابداری در راستای دستیابی به ثبات رویه و قابلیت مقایسه در گزارشگری مالی کرده است. چند کشور دیگر علاوه بر ایالات متحد امریکا شامل کانادا، استرالیا،زلاندنو و این اواخر (1999) انگلستان و همچنین کمیته استانداردهای بینالمللی حسابداری نیز نسبت به تدوین چارچوب نظری حسابداری اقدام کردهاند و این کوششها نشان میدهدکه علیرغم تمامی مشکلات، فکر داشتن چارچوب نظری منطقی و قابل توجیه است. انگیزه اصلی هیئت استانداردهای حسابداری مالی در تدوین چارچوب نظری حاصل مشکلاتی بود که هیئت اصول حسابداری تجربه کرد (در واقع این هیئت قبل از شکلگیری هیئت استانداردهای حسابداری مالی متصدی تعریف چارچوب نظری بود) گزارش کمیته تخصصی انجمن حسابداران رسمی امریکا (AICPA) در1958 که منجر به شکلگیری هیئت اصول حسابداری در سال 1959 گردید، این هیئت را ملزم کرده بود که کار بر روی مفاهیم اساسی و اصول فراگیر را در اولویت قرار دهد. در پاسخ به این نیاز، هیئت دو مطالعه تحقیقاتی حسابداری انجام داد، یکی بر روی مفروضات بنیادی و دیگری برروی اصول حسابداری. پس از انجام تحقیقات و تهیه گزارش، هیئت به این نتیجه رسید که مفروضات بنیادی و اصول پیشنهادی با اصول عمومی پذیرفتهشده در حسابداری تفاوت فاحش دارد و به همین علت در آن زمان پذیرش عامه نیافت. به دنبال این گزارش هیئت اصول حسابداری در سال 1970 مطالعه تحقیقاتی شماره 4 را با عنوان «مفاهیم بنیادی و اصول حسابداری صورتهای مالی واحدهای انتفاعی» منتشر کرد. ولی خود هیئت دوباره اعتراف کرد که این گزارش در درجه اول توصیفی است نه تجویزی و تمرکز اصلی آن به آنچه حسابداران آن زمان انجام میدادند بوده است نه آنچه باید باشد. در نتیجه از آنجا که طبق اعلام خود هیئت، اصول بیانیه شماره 4 گذشتهنگر بود، نتوانست راهنمای محکمی برای استانداردگذاری به حساب آید. بهطور خلاصه میتوان گفت تا این زمان نظریهپردازان کوشش کردهاند که با استدلال، اصول و روشهای حسابداری را استنتاج و گزارش کنند و انتقادات بیشتر در این زمینه بود که در تحقیقات و استدلالهای ذهنی به استفادهکنندگان از اطلاعات حسابداری توجه نشده و به گونهای برخورد شده است که گزارش اطلاعات حسابداری به خودی خود هدف است در حالی که اطلاعات حسابداری وسیله ای است برای رسیدن به هدف. هدف اصلی این است که استفادهکنندگان بتوانند به نحو مقتضی از اطلاعات حسابداری استفاده کنند. بیانیه شماره 4 هیئت اصول حسابداری در واقع پاسخ به این انتقادات بود و حلقه اتصال میان تحقیقات و مطالعات انجام شده بر مبنای روش قیاسی (رویکرد مفروضات بنیادی-اصول) و رویکرد دوم (هدفها-استانداردها) که در آن سعی میشود از طریق تعیین هدفها، اصول و استانداردهای حسابداری تبیین شود. انجمن حسابداران رسمی امریکا در سال 1971 بهدنبال انتقادات وارده بر گزارشهای هیئت اصول حسابداری دو گروه مطالعاتی شکل داد: یکی به ریاست فرانسیس ام ویت (Francis M.Wheat) و دیگری به ریاست رابرت ام تروبلاد (Robert M.Trueblood). رسالت این دو گروه بهبود فرایند استانداردگذاری و تعریف اهداف صورتهای مالی بود. گزارش کمیته اول منجر به تاسیس هیئت استانداردهای حسابداری مالی و انحلال هیئت اصول حسابداری در 1973 گردید و گزارش کمیته دوم به تدوین چارچوب نظری توسط هیئت انجامید. در واقع گزارش کمیته تروبلاد در 1973 تلاش کرد که هدفهای گزارشگری مالی از دیدگاه استفادهکنندگان از اطلاعات حسابداری را تبیین و به طور آشکار بیان کند. این گزارش گام با اهمیتی در راستای تدوین چارچوب نظری بهشمار میآید.
کمیته ویت نیز با رسالت بهبود فرایند وضع استانداردهای حسابداری مالی به بررسی فرایند استانداردگذاری پرداخت و طرح ضرورت تشکیل یک مرجع تمام وقت نوین برای تدوین استانداردهای حسابداری را پیشنهاد کرد و با پذیرش این پیشنهاد بستر مناسب برای انحلال هیئت اصول حسابداری و شکلگیری هیئت استانداردهای حسابداری مالی فراهم شد، که در واقع منجر به تاسیس این هیئت گردید و از آنجا که پیشنویس اصلی این گزارش را دیوید سالومونز (David Solomons) تهیه کرد، از او به عنوان پدر هیئت یاد شده یاد میکنند. تاسیس این هیئت در 1973 و گزارش تروبلاد در همان سال منجر به انتشار بیانیه چارچوب نظری توسط هیئت شد. تدوین چارچوب نظری از سال 1978 شروع شد و شامل هفت بیانیه است که آخرین بیانیه در سال 2000 میلادی انتشار یافته است. با توجه به اهمیتی که دیوید سالومونز در تاسیس هیئت استانداردهای حسابداری مالی وتهیه چارچوب نظری آن داشته است در این شماره حسابرس به بررسی زندگینامه این دانشمند حسابداری که تاثیر بزرگی بر فرایند استانداردگذاری حسابداری داشته است میپردازیم. زندگینامه دیوید سالومونز در 1912 میلادی در لندن به دنیا آمد.او یکی از 4 فرزند خانوادهای نسبتاً ثروتمند بود. پدرش به بازرگانی اشتغال داشت و بعد مدیر کارخانه سازنده موتورسیکلت شد. بهمنظور گذراندن تحصیلات ابتدایی به مدرسه پسرانه هاکنی دونز (Hackney Downs) رفت و در سن 16 سالگی وارد دانشکده اقتصاد لندن شد. در 1932 با رتبه عالی لیسانس خود را دریافت کرد. پس از فارغالتحصیلی با پرداخت یک شهریه 300 گینی به عنوان کارآموز وارد شرکت دیکنشن (Dickensian) شد و یک دوره سه ساله طاقتفرسا را جهت اخذ گواهی حسابدار رسمی با موفقیت بهپایان رساند و در سال 1936 حسابدار رسمی شد. تا 1939 در یک شرکت معتبر حسابداری اشتغال داشت و هنگام شروع جنگ جهانی دوم داوطلبانه به ارتش سلطنتی پیوست و در عملیات جنگی شمال افریقا و شکست ارتش در توبروک (Tobruk) در ژوئن 1942به همراه سی هزار سرباز دیگر اسیر شد و به ایتالیا و سپس آلمان فرستاده شد. در اردوگاه اسرا کار تدریس را شروع کرد و به آموزش حسابداری و اقتصاد به سایر اسرا پرداخت. در 1945 با درجه کاپیتانی آزاد شد و پس از ترک ارتش به شرکتی که قبلاً در آن اشتغال داشت در لندن بازگشت. در 1946 بهعنوان مربی نیمهوقت در دانشکده محل تحصیل خود در لندن مشغول شد و در آنجا بود که تحت تاثیر رونالد اس ادواردز (RonaldS.Edvards) قرار گرفت. ادواردز اقتصاددان صنعتی بود و مقالات مهمی در ارتباط با هزینهیابی و تئوری حسابداری طی دهه 1930 در مجله اکانتنت (Accountant) به چاپ رسانده بود. به خاطر قدردانی از زحمات او در دوران جنگ و اسارت در 1946به استخدام دانشگاه درآمد و در دانشکده اقتصاد لندن به عنوان دستیار تنها استاد تمام وقت حسابداری منصوب شد که او نیز به طور ناگهانی در شروع ترم تحصیلی (1946- 47) بیمار و سپس فوت کرد. سالومونز به عنوان تنها مدرس حسابداری در دانشکده تنها ماند. درآن سال (1946) در کل جزایر بریتانیا استاد حسابداری تمام وقت وجود نداشت؛ تا 1947 که باکستر (Boxter) به عنوان استاد حسابداری دانشکده منصوب شد. در 1955 سالومونز به عنوان استاد موسس گروه حسابداری دانشگاه بریستول (Bristol) منصوب شد (سومین استاد تمام وقت در بریتانیا.) در 1959 به منظور گذراندن یک دوره آموزشی و اکتساب کرسی استادی به دانشکده وارتون (Wharton) در دانشگاه پنسیلوانیا در آن سوی اقیانوس اطلس مهاجرت کرد و در1966 موفق به اخذ درجه دکتری از دانشگاه لندن شد. از 1969 تا 1975 به عنوان رئیس گروه حسابداری در وارتون فعال بود و در 1974 صاحب کرسی استادی آرتور یانگ (Arthur Young) شد و او اولین کسی بود که صاحب این کرسی شد و تا زمان بازنشستگی در 1983 این کرسی را در اختیار داشت. سالومونز در 1976رسماً شهروند امریکا شد، و به همین جهت دوران زندگی او به دو بخش انگلیسی و امریکایی تفکیک میشود. او یک پسر و یک دختر داشت و در دوران زندگیش عاشق موسیقی به خصوص موتزارت (Mozart)، اپرا، تئاتر و فیلم بود. کارهای سالومونز دیوید سالومونز نمونهای واقعی از یک استاد حسابداری بینالمللی است. او در کشورهای زیادی تدریس داشته است(14 دانشگاه در 10 کشور) و کتابهای او نیز در کشورهای متعددی منتشر و تدریس شده است. تقریباً در همه جای دنیا دانشجو داشته و تحقیقات و نوشتههایش تاثیر مهمی بر حرفه، در کشورهای مختلف بر جا گذاشته است. او تنها استادی است که در دو سازمان حسابداری دانشگاهی مهم در دو سوی اقیانوس اطلس یکی در انگلستان و دیگری در ایالات متحد امریکا ریاست کرده است: ریاست انجمن حسابداری امریکا (1977-78) و انجمن حسابداری بریتانیا. به عنوان رئیس انجمن استادان دانشگاهی حسابداری در سالهای 1955- 58 فعالیت داشته است و پیشاهنگ انجمن حسابداری بریتانیا بوده است. ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 21:6 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
کانتیلون (۱۷۵۵) که ابداع کننده واژه کارآفرینی است، کارآفرین را فردی ریسک پذیر می داند که کالا را با قیمت معلوم خریداری می کند و با قیمت نامعلوم می فروشد. جین بپنتیست سی کارآفرین را هماهنگ کننده و ترکیب کننده عوامل تولید می داند اما ویژگی خاصی را برای او در نظر نمی گیرد. به عبارت دیگر فردی باید عوامل تولید (زمین، نیروی کار و سرمایه) را جهت تولید، تجارت یا ارائه خدمات ترکیب کند که به این شخص "کارآفرین" و به کار او "کارآفرینی" گفته می شود. یکی دیگر از تعاریف کامل و جامع کارآفرینی توسط شومپیترارائه شده است. وی در کتاب خود با عنوان "ئئوری توسعه اقتصادی" بین مفهوم واژه نوآوری و اختراع تفاوت قائل شده است و نوآوری را استفاده از خطرپذیری اختراع برای ایجاد یک محصول یا خدمت تجاری می داند. به نظر وی نوآوری عامل اصلی ثروت و ایجاد تقاضاست. بنا بر این کارآفرینان مدیران یا مالکانی هستند که با راه اندازی یک واحد تولیدی- تجاری از اختراع بهره برداری می کنند.
▪ خوداشتغالی و دیگر اشتغالی ایجاد کند. ▪ ارزش افزوده ایجاد کند. ▪ محصولات یا خدمات جدید به وجود آورد. ▪ خلاقیت و نوآوری کاربردی داشته باشد. ▪ با خطرپذیری، فعالیت های تولیدی و اقتصادی انجام دهد. ▪ نیازها را شناسایی و آنها را برآورده سازد. ▪ فرصت ها را به دست آورد ها تبدیل کند. ▪ منابع و امکانات را به سوی هدف هدایت کند. ▪ برای تقاضاهای بالقوه محصول بیافریند (پیش بینی در عرضه و تقاضا( ▪ ایده خلاق را به ثروت تبدیل کند.
بسیاری از کارآفرینان کار خود را در قالب ایجاد شرکت های کوچک و متوسط (SMEها) شروع می نمایند. این شرکت ها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته وایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولت ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها (مراکز رشد فناوری)، پارک های صنعتی و فناوری فراهم نمایند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند. در کشورهای جنوب شرقی آسیا ۹۵% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را SMEها تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تاثیرگذارند.
اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعالیت کارآفرینی هستند. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمانها و انسانها امکانپذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است. و کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته میباشد. در شناسایی نیاز هر فعالیت کارآفرینانه، ایدهپرداز یا تئوریسین میبایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راهحلهایی برای رفعآن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعالیت کارآفرینی است. فناوری اطلاعات و در رأس آن اینترنت شرایط تازهای را پدید آورده است که در آن تولیدکنندگان، تامینکنندگان، فروشندگان و مشتریان، و تقریباً همه عوامل دستاندرکار یک چرخه اقتصادی قادرند در یک فضای مجازی مشترک با یکدیگر در ارتباط باشند و به تبادل اطلاعات، خدمات، محصولات و پول بپردازند. اینترنت تئوریها و نظریات جدیدی را به میان آورده است که یکی از آنها اشتغال پیوسته است. در این نوع اشتغال فرد شاغل کار خود را با استفاده از امکانات رایانه ای انجام می دهد و حاصل کار را (که می تواند محصولی مانند یک نرم افزار یا خدمتی نظیر کاوش باشد) از طریق اینترنت در اختیار کارفرما یا مشتریان قرار می دهد. جالب تر آنکه دریافت دستمزد یا پرداخت مبالغ نیز با استفاده از اینترنت و از طریق مجاری اعتباری اینترنتی نظیر حسابهای اینترنتی و کارتهای اعتباری صورت می گیرد. مجموعه این فعالیت ها و تعاملات در قالب آنچه که امروزه تجارت الکترونیک نامیده می شود، قابل بررسی است. در حقیقت تجارت الکترونیکی یکی از نمودها و کاربردهای ویژه فناوری اطلاعات است و هم اکنون حجم وسیعی از تعاملات بازرگانی در کشورهای پیشرفته به شیوه الکترونیکی صورت میپذیرد. بر اساس آمارهای رسمی اعلام شده، تجارت الکترونیکی آمریکا طی سال ۲۰۰۲ بالغ بر ۶/۱ هزار میلیارد دلار بوده است که پیش بینی میشود در سال ۲۰۰۶ به ۱/۷ هزار میلیارد دلار برسد. تجارت الکترونیکی مالزی در سال ۲۰۰۲، ۷/۱۳ میلیارد دلار بود که پیش بینی می شود در سال ۲۰۰۶ به بیش از ۱۵۸ میلیارد دلار خواهد رسید]۵[. بدیهی است که رسیدن به چنین حجمهای دلاری در تجارت الکترونیکی بر اساس برنامهریزی و استفاده از فرصتهای تجاری امکانپذیر خواهد بود. شرکتهایی مانند Yahoo، eBay،Amazon و دیگران در مدت کوتاهی توانستهاند ارزش بسیاری را کسب نمایند. آمارها نشان میدهد که در طی ۵ سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شرکتها بیش از ۲۰۰ برابر شده است. کارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمیشود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرمافزارهای مبتنی بر شبکه و همچنین محتویات شبکه وجود دارد. کارآفرینی در شیوههای جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همکاریها و شبکههای مجازی، واقعیت مجازی، آموزش و کار از راه دور و ... همه و همه گستردگی کارآفرینی در عصر اطلاعات را نشان میدهند. اینترنت شبکهای مجازی است که تا حد زیادی مستقل از محل می باشد. این شبکه بازاری بدون مرز است که میتوان به راحتی در آن تجارت نمود. برای این منظور میبایست افراد کارآفرین با ایدههایی نو، شرکتهایی اینترنتی را تاسیس کنند و پس از مدتی که ارزش فوقالعادهای یافتند آنها را بفروشند. گسترش روز افزون اینترنت در عرصه های گوناگون خدمات که بر مبنای پیدایش نیازهای جدید صورت می گیرد، سبب شده است تا هر روز افراد بیشتری جذب این بازار کار مجازی شوند و شانس خود را در یافتن مشاغل مناسب امتحان کنند. مؤسسات، سازمانها و نهادهای خصوصی و دولتی در همه کشورها بر آن شده اند تا معرفی محصولات و خدمات خود را در بستر اینترنت انجام دهند، از این رو اولین نیازی که فرا روی آنها قرار می گیرد؛ مراجعه به افرادی است که از دانش و مهارت کافی برای انجام چنین فعالیت هایی برخوردار باشند. طبیعی است که امروز نمیتوان مؤسسهای را عاری از متخصصان فناوری اطلاعات یافت. ورود رایانه و فناوریهای مرتبط با آن به بازار کار و تجارت و کاربرد روز افزون تعاملات اینترنتی سبب شده است که بازاری دائمی برای متخصصان فناوری اطلاعات به وجود آید. بنا براین فناوری اطلاعات به عنوان یک پدیده به نوبه خود سبب کارآفرینی در حوزه های مختلف گردیده است.
● ویژگی های مؤثر فناوری اطلاعات در کارآفرینی
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 18:39 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
درباره مفاهیم مدیریت و وظایف مدیران،در ادبیات مدیریت بسیار بحث شده است. در سالهای اخیر تحولات بسیاری در فنون مدیریت رخ داده و رویکردهایی نوین در مدیریت سازمانها مطرح شده و نقش مدیر از نقشهای فرماندهی و کنترل به نقش مربیگری تغییر یافته و دو مقوله کارایی و اثربخشی محور توجه مدیران قرار گرفته است. روند تحولات در اقتصاد دانشمحور موجب رشد فزاینده پدیدههای جهانی شدن و جامعه اطلاعاتی شده است و در راستای این تحولات، الگوی مدیریت تغییر یافته و توجه به رویکرد مشتریمداری، توانافزایی کارکنان و تغییر در سبکهای رهبری، الزامآور شده است. سرمایههای انسانی در سازمانهای دانشمحور1، نقش و اهمیت ویژهای یافته و مدیریت سرمایههای انسانی و دانشگران2 در سازمانهای امروزی، به رمز موفقیت تبدیل شده است. قدرت واقعی رئیس رو به زوال رفته است. متمرکز شدن قدرت در بالا، در دست کسی که دانایی و منابع لازم را برای کنترل و هدایت کل سازمان دارد، میتواند شیوه مناسبی برای اداره سازمانهای بیتحرک و بوروکراتیک و یا اداره امور جاری و تکراری باشد؛ اما بدون شک این شیوه مدیریت در زمانه تغییرات پرشتاب، آشوبگونه و پیشبینیناپذیر جوابگو نیست. اداره سازمانهای امروز، کارکنان مسئولیتپذیر را میطلبد که قادر به تصمیمگیری هستند تا رضایت مشتری را بدون وقفه فراهم آورند. در این راستا در سازمانهای امروز سود تعریف جدیدی دارد. ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 18:11 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
امروز که <جامعه حسابداران رسمی ایران> باید به مثابه کل منبع :سايت حسابرس ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 14:51 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
یا حسابرسی عملیاتی معمولا به منظور ایجاد تفاوت بین حسابرسی ( performance auditing ) اصطلاح حسابرسی عملکرد صورتهای مالی جهت اظهارنظر حرفه ای بر روی آن و حسابرسی که جوانب انتخاب شده یک سازمان را خارج از محدوده حسابها رسیدگی میکند و به کار میرود. حسابرسی عملکرد عبارت است از فرآیند سیستماتیک ارزیابی صرفه اقتصادی، کاریایی و اثربخشی عملیات تحت کنترل مدیریت و گزارش نتایج همراه با توجیههاییی برای بهبود عملیات به افراد ذیصلاح و ذینفع. هدف از این حسابرسی ابتدا تعیین فرصتهایی جهت کارایی و ص رفه اقتصادی بیشتر و بهبود اثربخشی در عملیات بوده که این اهداف به موارد مرتبط با اهداف سازمان نیز ارتقا یافت . تفاوت عمده حسابرسیها در اهداف آنها است . حسابرسی صورتهای مالی در گیر مواردی است که منتهی به اظهارنظر درباره صورتهای مالی می گردد و آنچه که حسابرسی عملیاتی نامیده می شود با هدف کارایی، صرفه اقتصادی، اثر بخشی بیشتر و رسیدن به نتایج سودآور اجرا میشود.
ادامه این موضوع را در ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 23:24 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
sedaye.bidar@yahoo.com
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو نويسندگان جواد احمدي راد امير حسين محمدي |
|
انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم ا.ح.محمدی --- ج. احمدی راد |
|
|
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 آذر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
|
RSS
|