| انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
●تفاوت حسابرس داخلی و حسابرس مستقل
حسابرسی مستقل معمولاً یک ضرورت قانونی است و مدیریت سازمان آن را بوجود نمی آورد ولی حسابرسی داخلی ارزیابی مستقلی است که توسط مدیران سازمان ( احتمالاً در اجرای یک الزام قانونی ) بوجود می آید. ۲- تفاوت از نظر هدف های اصلی هدف اصلی حسابرسی مستقل اظهار نظر در این مورد است که صورتهای مالی به درستی تنظیم شده است و وضعیت سازمان را به نحوی مطلوب نشان میدهد و دارای اشتباه و تحریف با اهمیت نیست . هدف اصلی حسابرسی داخلی بررسی تمامی سیستم کنترل داخلی میباشد . ۳- تفاوت در رابطه با بررسی کنترل های داخلی حسابرسی مستقل ممکن است در مورد سیستم کنترل داخلی نیز اظهار نظر کند اما این اظهار نظر به کنترلهایی محدود میشود که حسابرسان آن را به عنوان بخشی از کار خود مورد ارزیابی قرار داده اند ولی حسابرسی جامع کنترل های داخلی از وظایف حسابرسان داخلی میباشد . ۴-تفاوت در رابطه با نوع همکاری با موسسه حسابرسی داخلی در استخدام شرکت بوده و مستمراً با مدیریت همکاری دارد در حالی که حسابرسی مستقل فقط به موجب قرارداد وارد شرکت میشود . ۵- تفاوت در رابطه با مسئولیت مسئولیت حسابرسی مستقل عموماً در برابر اعضاء مجمع عمومی یا صاحبان سهام بوده در حالی که حسابرسی داخلی در برابر دستگاه مدیریت جوابگو میباشد . ۶- تفاوت دامنه بررسی ها حسابرسی مستقل تحقیق خود را صرفاً از نظر مالی انجام داده و رضایت وی از درستی سود و زیان و اصالت و صحت اسناد و مدارک مالی و سیستم کنترل های داخلی عموماً وی را قانع ساخته و به ابراز عقیده حرفه ای در باب حساب های نهایی اکتفا میکند در حالی که حسابرسی داخلی خط و مشی و سیاست مدیریت را در تمام جنبه های سازمان اعم از مالی و غیر مالی دنبال مینماید . ۷- تفاوت در نحوه رسیدگی نحوه رسیدگی حسابرسان مستقل به عملیات شرکت های بزرگ بخصوص با توجه به زمان محدود متکی بر تست و چک بوده و عملاً نمیتوانند آنچنان که حسابرسان داخلی به آزمایش و بررسی حسابها و مدارک و اطلاعات می پردازند در جزئیات وارد شوند .
عامل اصلی برای توانمند بودن حسابرسی داخلی استقلال آن است . مدیریت باید این عامل را به رسمیت بشناسد و با تامین جایگاه مناسب حسابرسی داخلی در ساختار سازمانی نسبت به استقلال واحد حسابرسی داخلی اطمینان دهد. عملکرد حسابرسی داخلی باید چنان باشد که به روشنی نشان دهد حسابرسی داخلی تحت تاثیر هیچگونه اعمال نفوذ غیر مسئولانه نیست که بتواند دامنه رسیدگی یا کار آن را محدود یا تغییر دهد یا بتواند در تصمیم گیری آن درباره ی محتوای گزارشهایی که به مدیریت ارائه میشود بطور قابل ملاحظه ای اثر گذارد . اگر حسابرسی داخلی در سیستم یا روشی حضور نداشته باشد و آن سیستم یا روش بدون هرگونه خللی به فعالیت خود ادامه دهد آزمونی است برای تشخیص استقلال واحد حسابرسی داخلی . در حالی که اگر حسابرسی داخلی بطور روزمره درگیر سیستم یا روش باشد جزئی از سیستم محسوب میشود و نسبت به آن سیستم استقلال نخواهد داشت .
رئیس حسابرسی داخلی باید به مدیریت ارشد سازمان شامل مدیر عامل و هیئت مدیره و بررسی کنندگان غیر اجرایی سازمان دسترسی مستقیم داشته باشد و بتواند آزادانه به آنان گزارش دهد .
رئیس حسابرسی داخلی باید بتواند گزارشهای خود را بدون حذف مطلبی و با نام و امضاء خود ارائه دهد .
حسابرسی داخلی باید نسبت به کلیه سیستم های مالی و اداری سازمان استقلال کامل داشته باشد . درگیر شدن حسابرسی داخلی در سیستم های اجرائی و برنامه های سازمان باید به موارد زیر محدود شود : ۱. ارائه پیشنهاد در ارتباط با ایجاد کنترل های داخلی برای موارد تجدید نظر در سیستم ها یا پروژه های موجود یا طراحی سیستم های جدید یا ایجاد پروژه های جدید . ۲. ارزیابی کنترل های پیشنهادی برای پروژه های خاص ۳. ارزیابی کنترل های موجود سیستم ها و فرایند تصمیم گیری . واحد حسابرسی داخلی نباید مسئول استقرار سیستم های جدید باشد یا درگیر کارهایی شود که معمولاً ملزم به بررسی آنهاست . ۴. استقلال از لحاظ رای
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 23:16 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
مقدمه
بهعبارتی، اطلاعات مالی زمانی در تصمیمگیری سودمند است که بااهمیت باشد. این مفهوم بر دستیابی به کیفیت مطلوب اطلاعات مالی، ایجاد تعادل منطقی بین ویژگیهای کیفی اطلاعات مالی و استنتاج و بهکارگیری اصول حسابداری اثر میگذارد. از طرفی اهمیت مفهومی قضاوتی است که مبنای درجهبندی آن قضاوت انسانی است. این قضاوت زمانی بدرستی صورت میگیرد که توسط افرادی ذیصلاح و مطلع که به کلیه اطلاعات دسترسی دارند اعمال گردد. بهعلاوه اهمیت مفهومی استفادهکنندهمدار است، چون موضوعی بااهمیت است که بر تصمیمات استفادهکنندگان صورتهای مالی تاثیر میگذارد.
منابع: 1- مبانی نظری حسابداری و گزارشگری مالی در ایران (متن پیشنهادی)، هیئتتدوین استانداردهای حسابداری، مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی سازمان حسابرسی، نشریه 113، تهران 1376 2- استانداردهای حسابرسی، کمیته فنی سازمان حسابرسی، نشریه 124، تهران، 1379 3- Robinson C. and L. Fertuck, Materiality Study of Actual Auditor Decisions, Monograph No. 12, CCGA, 1985 4- Accounting International Study Group (AISG),IFAC, Materiality In Accounting, 1974 5- Financial Accounting Standard Board (FASB), Discussion Memorandum: An Analysis of Issues Related to Criteria of Determining Materiality, 1975 6- Financial Accounting Standard Board (FASB), Statement of Financial Accounting Standard, Qualitative Characteristics of Accounting Information, Concept No. 2, 1980 7- American Institute of Certified Public Accountants (AICPA), Codification of Statement of Auditing Standard, Audit Risk and Materiality in Conducting an Audit, (SAS47), 1983 8- Patillo, J. A., The Cocept of Materiality in Financial Reporting, Financial Executive Research Reporting Fundation (FERF), 1976 9- Leslie, D. A., Materiality the Concept and its Application to Auditing, CICA, Toronto, 1988 10- AICPA, Big Five Audit Materiality Task Force 1998, & SEC Staff Accounting Bulletin, No. 99, (SAB 99), 1999 ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 22:54 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
طرح موضوع رتبهبندی موسسات حسابرسی کشور به تازگی با طرح دیدگاه مدیرعامل محترم سازمان حسابرسی، ابعاد تازهای یافته است. وی میگوید: «دستگاههای مختلف از سازمان حسابرسی خواستهاند تا رتبهبندی موسسات حسابرسی را به آنها اعلام کنیم و ...» سپس از لایحه رتبهبندی موسسات حسابرسی خبر میدهد. آنهایی كه در این حرفه هستند، به خوبی میدانند که طبق تبصره ۵ ماده واحده قانون استفاده از خدمات حسابداران رسمی به طور اساسی سازمان حسابرسی موسسهای است. در ردیف سایر موسسات حسابرسی تنها با این تفاوت که مالکیت آن دولتی است. از طرف دیگر در هیچیک از مواد و بندها و تبصرههای قانون فوقالذکر، آییننامههای اجرایی مربوط و... از سازمان حسابرسی به عنوان «مرجع رتبهبندی» ذکر به میان نیامده و در هیچجا مسوولیت رتبهبندی موسسات حسابرسی به آن ارجاع نشده است. بنابراین، ایشان بایستی بهطور جدی به درخواست کنندگان پاسخ میدادند که رتبهبندی موسسات حسابرسی در صلاحیت سازمان حسابرسی نیست و از این پس نیز در مقابل چنین درخواستهایی پاسخ محکم و قانونی فوق را ارائه دهند تا ایجاد شبهه نشود. هرچه در مجموعه قوانین و مقررات جامعه حسابداران رسمی ایران کنکاش شود، در هیچ کجا کلمه «رتبهبندی» وجود ندارد. اما کلمه «ردهبندی» تنها در دو جا وجود دارد. یکی در بند «ب» از ماده ۱۱ آییننامه نظارت حرفهای مصوب ۱۲/۵/۱۳۸۳ است. این ماده موارد استفادههای نتایج حاصل از بررسی نهایی در کار گروه را تبیین کرده است. در اینجا دو موضوع مهم باید مورد بررسی و توجه قرار گیرد.
۱) علت وجودی کار گروه کنترل کیفیت:
شورای عالی كه بالاترین ركن «جامعه» است، بر اعضای جامعه از طریق كارگروهای تخصصی نظارت حرفهای اعمال میكند. جالب توجه اینكه حتی بر فعالیتهای جامعه از جمله كار گروههای تخصصی نیز نظارت صورت میپذیرد كه این نظارت از وظایف «هیات عالی نظارت» جامعه است. همچنین به منظور ارتقای كیفیت خدمات حرفهای و پیشگیری از رفتار ناسازگار با شئون حرفهای «جامعه» بر كار حرفهای اعضا نظارت مستمر دارد كه این نظارت از طریق كارگروههای تخصصی ذیربط انجام میشود. اعضای جامعه حسابداران رسمی تحت «نظارت عمومی» نیز هستند که این نظارت از سوی وزیر امور اقتصادی و دارایی انجام میشود. شورایعالی جامعه حسابداران رسمی ایران در تاریخ ۲۷/۳/۱۳۸۲ آییننامه اجرایی موسسات حسابرسی موضوع ماده ۲۷ اساسنامه جامعه حسابداران رسمی ایران را تصویب كرد. در بخشی از ماده «۵» این مصوبه آمده است: «مشاركت موسسات حسابرسی در برنامههای جامعه و تدوین ضوابط و مقررات ضروری است. این امر علاوه بر حسن اجرای ضوابط و مقررات در ارزیابی عملكرد موسسات حسابرسی نیز موثر خواهد بود.» تا اینجا ملاحظه میكنید كه تدوینكنندگان قانون و مقررات چگونه و با چه حساسیتی نظارت بر اعمال حرفهای و ارزیابی عملكرد اعضای جامعه را مورد توجه قرار دادهاند و چه سان «نظارت چند لایه» از جمله وجود کارگروه کنترل کیفیت را ضامن حفظ و اعتلای «جامعه» دانستهاند.
ملاحظه میشود كه در اینجا موسسههای حسابرسی هستند كه در صورت تمایل میتوانند ردهبندی خود را از «جامعه» خواستار شوند، به عبارت دیگر این ماده كه یكی از دو جایی است كه به موضوع ردهبندی پرداخته، مجوزی به «جامعه» نداده است تا «ردهبندی» را اعلام كند. بلكه اگر موسسات خود درخواست كردند «جامعه» باید ردهبندی هر موسسه را فقط به خود آن موسسه اعلام كند. اینك مجددا به محل دیگری كه کلمه «ردهبندی» در آن بكار رفته است، مراجعه میكنیم. «ماده ۱۱ آییننامه نظارت حرفهای»، در این ماده آمده است: نتایج حاصل از بررسی نهایی در کار گروه به اشکال زیر مورد استفاده قرار میگیرد:
ب) ردهبندی موسسات حسابرسی، ج) اعلام به موسسه حسابرسی یا حسابداران رسمی شاغل انفرادی جهت رفع اشکالات و تعیین تاریخ مراجعه بعدی همکاران کار گروه، جهت حصول اطمینان از رفع اشکالات، د) ارائه گزارش عدم رعایت استانداردهای حسابرسی، آیین رفتار حرفهای و مقررات عمومی جامعه حسابداران به دبیر کل جهت اقدامات لازم. ه) ارائه رهنمودهای لازم جهت رفع اشکالاتی که براساس نتایج بدست آمده دارای بیشترین فراوانی است.
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:33 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ادامه مطلب |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
لینک ثابت|
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:36 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
|
هر سیستم یا مجموعه ای از کنترل ها اعم از مالی و غیر مالی که برای دستیابی به اطمینانی منطقی از تحقق موارد زیر بر قرار می شود: 1- اثر بخش و کارآمد بودن عملیات 2- قابل اتکا بودن اطلاعات مالی و گزارشگری آن 3- رعایت قوانین و مقررات دلائل استفاده از سیستم کنترل داخلی 1- واحد های اقتصادی هم از لحاظ اندازه و هم از لحاظ پیچیدگی فعالیت چنان رشد میکنند که کنترل مستقیم و انفرادی آنها نا ممکن میشود. از این رو کنترل های داخلی برای اعمال مدیریت و سرپرستی در راستای برنامه های استراتژیک ضروری است . 2- واحد های اقتصادی دارای الزامات قانونی میباشند که باید به آنها عمل شود . از این رو باید کنترل های داخلی لازم را برای شناسایی و کنترل میزان رعایت این گونه الزامات قانونی برقرار نمایند . عناصر تشکیل دهنده کنترل داخلی 1- بررسی موثر و کارآمد توسط مدیریت غیر اجرایی 2- وجود سیستم کنترل مدیریتی شامل تعیین و تدوین هدف ها و برنامه ها – نظارت و سرپرستی یا کنترل مسائل مالی و همچنین اقدامات پیشگیرانه و اصلاحی 3- وجود سیستم ها و روشهای کنترل مالی و عملیاتی شامل محافظت از دارایی ها – تفکیک وظایف – روش های صدور مجوز و تصویب و سیستم های اطلاعاتی 4- وجود یک واحد حسابرسی داخلی که طبق اصول و استاندارد های حسابرسی داخلی فعالیت کند هدفهای کنترل داخلی و حسابرسی داخلی سیستم کنترل داخلی به منظور اطمینان یافتن از موارد زیر استقرار می یابد : 1- اعمال شدن سیاست ها و خط مشی های سازمان 2- شناسایی و شناساندن اصول و ارزشهای سازمان 3- رعایت قوانین و مقررات 4- دقیق و قابل اعتماد بودن صورت های مالی و سایر اطلاعات منتشر شده 5- مدیریت کارآمد و اثر بخش نیروی انسانی و سایر منابع هدف حسابرسی داخلی کمک به مدیریت است تا اطمینان یابد کلیه موارد بالا به همان گونه که باید اجرا یا رعایت میشود . حسابرسی داخلی وظیفه ارزیابی مستقلی است که توسط مدیریت سازمان برای بررسی سیستم کنترل داخلی ایجاد میشود . حسابرسی داخلی کفایت سیستم کنترل داخلی را از لحاظ اثر بخش و کارآمد بودن استفاده از منابع سازمان آزمون ارزیابی و گزارش میکند . حسابرسی داخلی چگونه سازمان را یاری میکند : حسابرسی داخلی مدیریت را در انجام دادن مسئولیت ها و وظایف خود از طریق تقویت کنترل های داخلی یاری میکند. حسابرسی داخلی میتواند : 1- نقش بازدارنده را در برابر سوء استفاده کنندگان احتمالی داشته باشد 2- کنترل را در جهت پیشگیری یا آشکار کردن تقلب و اشتباه بهبود بخشد 3- با انجام دادن حسابرسی داخلی تقلب ها را کشف کند 4- با شناسایی موارد اتلاف منابع و عدم کارایی سبب صرفه جویی شود ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 11:27 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
|
|
. حسابرسی و بازرسی قانونی
الف) حسابرسی کلیه مؤسسات دولتی و حسابرسی و بازرسی شرکتهایی که صد در صد سرمایه آنها متعلق به دولت، وزارتخانه ها، مؤسسات و شرکتهای دولتی است. ب) حسابرسی و بازرسی قانونی شرکتهایی که بیش از پنجاه درصد سرمایه آنها متعلق به وزارتخانه ها، مؤسسات و یا شرکتهای دولتی باشد به تشخیص وزارت امور اقتصادی و دارایی. پ) حسابرسی و بازرسی قانونی نهادهای انقلاب اسلامی در صورت تصویب مجمع یا بالاترین رکن آنها و سایر دستگاههایی که توسط مدیریت منتخب دولت اداره میشوند. ت) حسابرسی و بازرسی قانونی شرکتهای فرعی بانکها، مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی و نهادهای انقلاب اسلامی و سایر دستگاههایی که توسط مدیریت منتخب دولت اداره میشوند در صورت تصویب مجمع عمومی آنها. ث) حسابرسی طرحهای تملک داراییهای ثابت و سایر قراردادهای ایجاد دارایی ثابت ( ازقبیل بیع متقابل) مورد اجرا در دستگاههای بندهای (الف) و (ب) فوق. ج)حسابرسی عملیاتی آن دسته از شرکتها و طرحهای تملک دارایی های سرمایه ای تحت رسیدگی سازمان که دارای اهمیت، حساسیت و یا حجم بالای عملیات هستند بر حسب ارجاع وزیر امور اقتصادی و دارایی. علاوه بر موادر مذکور، سازمان می تواند حسابرسی عملیاتی شرکتهایی را که به صورت اختیاری متقاضی حسابرسی عملیاتی هستند، متنا سب با ظرفیت خالی و امکانات موجود، انجام دهد. چ) سایر موارد ارجاعی توسط وزیر امور اقتصادی و دارایی. ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 14:6 توسط انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم |
|
sedaye.bidar@yahoo.com
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو نويسندگان جواد احمدي راد امير حسين محمدي |
|
انجمن علمی حسابداری دانشگاه پیام نور قم ا.ح.محمدی --- ج. احمدی راد |
|
|
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 آذر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
|
RSS
|